آخر و عاقبت عشق.
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 5:20
حالمان بد نیست، غم کم می خوریمکم که نه ، هرروز کم کم ميخوريم آب ميخواهم سرابم ميدهند عشق ميورزم عذابم ميدهندخود نميدانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردي آفتاب ؟ خنجري بر قلب بيمارم زدند بيگنا هي بودم و دارم زدنداز غم نامردمی پشتم شکستدشنه ای نامرد بر قلبم نشستسنگ را بستند و سگ آزاد شديک شبه...
یاد تو می کنم
-
تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 5:20
یاد تو می کنم ...در حلقه های آهن زنجیر یک اسیر، در جوشش و درخشش خون در کنار تیغ،در غرش مهیب پلنگی ز کوهساردر پرتو نگاه غم انگیز یک غزالدر شعله و شراره یک شمع دیرپایدر رقص عشق و سوخته پروانه شهیددر سوز و حال بلبل شیدای خوش نوادر عشوه های غنچه زیبای نوبهاردر کوه و دشت و جنگل و صحرا و جویباردر هرچه ...
xa0آخر و عاقبت عشق . . .
-
تاریخ: 1402/6/30 ساعت: 17:17
حالمان بد نیست، غم کم می خوریم کم که نه ، هرروز کم کم ميخوريم آب ميخواهم سرابم ميدهند عشق ميورزم عذابم ميدهند خود نميدانم کجا رفتم به خواب از چه بيدارم نکردي آفتاب ؟ خنجري بر قلب بيمارم زدند بيگنا هي بودم و دارم زدند از غم نامردمی پشتم شکست دشنه ای نامرد بر قلبم نشست سنگ را بستند و سگ آزاد شد يک شبه...
xa0xa0xa0یاد تو می کنم ...
-
تاریخ: 1402/6/30 ساعت: 17:17
یاد تو می کنم ... در حلقهu200f های آهن زنجیر یک اسیر، در جوشش و درخشش خون در کنار تیغ، در غرش مهیب پلنگی ز کوهسار در پرتو نگاه غم u200fانگیز یک غزال در شعله و شراره یک شمع دیرپای در رقص عشق و سوخته پروانه شهید در سوز و حال بلبل شیدای خوش نوا در عشوهu200f های غنچه زیبای نوبهار در کوه و دشت و جنگل و ص...